11.08.09

کودتاچیان!منتظر یاحسین میرحسین در محرم باشید(موج وبلاگی حمایت از میرحسین موسوی)

نوشته شده در 1 در 3:13 ق.ظ با miladabadan

چاقوکش های مقیم فارس و ایرنا و کیهان دوباره رم کردند!خوبی شون اینه که مغزهای پوکی دارند و تا یک نقشه ای میریزن گندشون بالا میاد!ایندفعه اومدن گیر دادن به قضیه نیامدن میرحسین به مراسم 13 آبان و به اصطلاح خودشون خواستند سبزها رو دچار تفرقه کنند! خدمت این چاقوش کش های به رنگ خبرنگار در امده عرض کنم که شما که با وحشی بازیتون تو نمایشگاه مطبوعات نشون دادید از کجا پیداتون کردند!میخواین سید رو پیش چسم ما خراب کنید! نه کوچولو اینطوریا هم نیست! دو ماه پیش از انتخابات زمانی که بردن نام میرحسین مساوی بود با تهمت عامل رژیم بودن و…برایش تبلیغ کردم و بیش از 25 شهر ایران را هم با بچه های ستاد گشتم و 1 ماه از کار و زندگی ام به خاطر انتخابات زدم! کودتا کردید دیگر طاقت نیاوردیم در 25 خرداد مشت میلیونی ملت را با سکوت خوردید! در 30 خرداد خون جوانان را ریختید! روز قدس مجددا مشت ملیونی خوردید! و در 13 ابان دوباره رم کردید و دختران بی دفاع ولی شجاع را کتک زدید! دیگر هر زری که بزنید خریدار ندارد!اگر بگویید الان شب است میگوییم روز است! واگر بگویید روز است میگوییم شب! در 13 آبان نزدیک به 40 ستوان و سرهنگ کت شلوار پوش سپاه حفاظت انصار المهدی را گرداگرد سید گذاشتید و او را حصر کردین تا نیاد پیش ما!دنیا اینطور نمیمونه!حالا حالا ها با شما کار داریم تا روز پیروزی!
منتظر محرم باشید تا فریاد یا حسین میرحسین ایران را فراگیرد…اگر گفتید مظلوم حسین هم ما جواب میدهیم مظلوم میرحسین!
میرحسین با ایستادگی اش بر خواست ملت جایگاهی تاریخی در دلهای ما پیدا کرده است و هنگامی که جنبش به پیروزی برسد نام او و کروبی دلاور همپای امیرکبیر بر تاریخ معاصر ایران زمین خواهد درخشید.

10.25.09

آقای دکتر!خزعلی جانم را فدای ایران می کنم غزه و لبنان ارزانی خودت! [بازی وبلاگی]

نوشته شده در 1 در 5:01 ب.ظ با miladabadan

اهل وبگردی طولانی نیستم چون نه حوصله اش را دارم و نه وقتش! منبع اصلی خبری ام یا بالاترین است و یا دنباله!چون الحمدالله همه چیز توش پیدا میشه!دیدم در لینک های مورد بحث بحث آقای خزعلی داغه!کنجکاو شدم لینک رو باز کردم دیدم به به!آقاای خزعلی که خیلی حال میکنی دکتر هم اول اسمش باشه و در این چند ماه خودوش سبز نشون داده بود یک مطلب نوشته در حد دری وری محض! به این جملات دقت کنید!
«آقای موسوی؛ به کجا می روید؟ شما که فرزند خمینی کبیر (قدس سره) می باشید، شما که در کنار شهید مظلوم آیت الله بهشتی رشد کردید، خاستگاه شما حزب جمهوری اسلامی است، آیا اجازه دارید اسلامیت نظام را حذف کنید؟ مگر انقلاب ما یک انقلاب ایدئولوژیک نبود؟ چرا باید برای جذب آرای بیشتر هر شعاری را پذیرفت؟
بر شماست که در برابر شعار های انحرافی بایستید و اعلام موضع نمایید ، چگونه است که تردید در انتخابات دهم موجب می شود تا دولت را به رسمیت نشناسید، اما عده ای در جنبش سبز، می خواهند، اسرائیل غاصب این مولود نامشروع را به رسمیت بشناسند! آیا رژیم اشغالگر قدس متکی به آرای مردم است؟»
شعر معروف عاقبت گرگ زاده گرگ شود اومد تو ذهنم که دیدم یک بنده خدایی قبل از من ذیل کامنت آن را درج کرده است! خدا را شاکرم که خود آقای خزعلی ماهیت خودش رو همین اول بسم الله رو کرد و ثابت کرد تفکر آخوندی و ایدئولوژی افراطی هیچ رقمه اصلاح پذیر نیست و همان است که همان است که هامان است که بود!
آقای خزعلی به اصطلاح سبز! موسوی سید عزیز ما به جایی نمی رود!فرزند خمینی هم نیست! اسلامیت نظام موقعی رفت که سگهای لباس شخصی لعاب آنگونه در کوچه خیابان به وقت جان و مال و ناموس مردم افتادند و در بازداشتگاه بکارت ها ازاله نمودند و مقعد ها دخاله کردند! آوازه باتوم و شیشه نوشابه علی کل الارض پیچیده و در روستاهای گینه بیسائو و مجمع الجزایر کومور هم فهمیده اند که ایران کهریزکی دارد که تمامی زندان های کره زمین پیش ان باید لنگ اندازی کنند! انقلابی که ازش دم میزنی انقلاب شما بود نه انقلاب ما! 70 درصد ایرانی ها زیر 30 سال سن دارند! و طبیعتا اصلا آن دوران نبوده اند! پس چیزی که مال خودتان است به ما نسبت نده! 30 درصد باقیمانده نیز اکثریتشان سرخورده و پشیمان از اشتباهی که در تاریخ ایران کم نظیر بود هستنند که چگونه ایران عزیز را مانند هدیه تقدیم آخوندها و توده ای ها و مجاهدین خلق و مشتی چپ و راستی کردند!البته آخوند ها زرنگ تر بودند و 2-3 سال بعد از انقلاب کلک همه رقبا را کندند و تا کنون نیز ایران در گروگان انهاست!بقیه نیز یا در پستوی خانه ها هستند و اکثریت نیز از کشور متواری شدند و در این سو و آن سوی دنیا اواره!
آقای خزعلی از ته دل و با اعتقاد راسخ می گویم…نه فلسطین برایم مهم است..نه لبنان…نه لیبی… و نه هر کشور گدا گشنه ای که شما میخواهید بر سر سفره ایران آن را بیفزایید! غیر از آزادی و آبادی ایران به هیچ چیز فکر نمی کنم…کشوری که سالها در آن درس خوانده ام…در بدترین نقطه آب و هوایی اش خدمت کرده ام…و همینک نیز همگام با تمامی سبزها فقط و فقط به آینده سبز و زیبای آن می اندیشم…آینده ای که ایران واقعا ایران شود…ایرانی که با شنیدن نامش احساس غرور برای دوستان و یاس و ناامیدی دشمنانش شود.
به امید آن روز…
نه غزه- نه لبنان- جانم فدای ایران
استقلال-آزادی-جمهوری ایرانی

10.19.09

سپاه را سبز کنیم نه اینکه دشمنی اش با سبزها را بیشتر کنیم

نوشته شده در 1 در 8:18 ب.ظ با miladabadan

بعد از انفجار سیستان بلوچستان و شهادت سردار شوشتری جانشین فرماندهی نیروی زمینی سپاه و بازخوردهایی که در همین دنیای مجازی نمود پیدا کرد چند طیف فکری کاملا مشخص بودند..دسته اول که در اقلیت محض بودند از اقدام تروریستی گروهک ریگی که متاسفانه نام مقدس ایران را هم به انتهای عنوانش اضافه کرده است و با سو استفاده از نام ایران قصد جلب توجه ملی دارد از این اقدام حمایت کردند.دسته دیگر هم از ریگی متنفر بودند و هم از سپاه به خاطر وقایعی که در بازه زمانی 25 خرداد تا 25 مرداد 1388 توسط سپاه محمد رسول الله تهران بزرگ اتفاق افتاد و بسیاری از دختران و پسران متاسفانه مورد ضرب و شتم غیر انسانی قرار گرفتند و در زندان ها و بازداشتگاهها نیز به تعدادی تجاوز جنسی صورت گرفت که همگان این اقدام شنیع را محکوم و ابراز انزجار کردند.
دسته سوم که نگارنده و سایر همفکران جز ان هستیم ضمن برائت از تروریست 26 ساله بیابانگردی چون ریگی که در طول 4 سال گذشته بیش از 100 نفر را به قتل رسانده از سپاه نیز شکایت داریم ولی تنفر خیر!بنا به دلیلی که در ادامه مطلب توضیح خواهم داد.
در سال 68 در جلسه ای در بیت رهبری فرماندهان ارتش و سپاه گرد هم آمدند تا سپاه را در ارتش ادغام کنند که با مخالفت شدید ارتش مسکوت ماند و تصمیم گرفته شد سپاه نیز مثل ارتش تجهیز شود.در 20 ساله اخیر سپاه چندین بار پوست اندازی کرده است و افسران جوان به ان تزریق شده اند و نسل انقلاب سپاه که استخدامی 58 تا 60 هستند در شرف بازنشستگی و خروج از بدنه سپاه هستند.نسل 58 تا 60 سفت و سخت ترین پاسداران نسبت به نظام هستند که با خروج انها مقداری جو سپاه تلطیف می شود.از طرفی سپاه هم اکنون یک پا ارتش است و بیش از 31 لشکر در استانهای مختلف دارد!در وصورتی که ارتش در کل کشور 20 لشکر ندارد! یک مقایسه ساده بهتون میدم که فقط از نیروی زمینی ارتش و سپاه در چند شهر است!
1.تهران 2 لشکر 10 و 27 سپاه و لشکرهای 23 ارتش و تیپ 65 نوهد!
2.اصفهان گروه 44 و 55 توپخانه ارتش و لشکرهای 14 و 8 سپاه
3.شیراز تیپ 37 و 55 ارتش و لشکر 19 سپاه
4.تبریز لشکر 21 حمزه ارتش و لشکر 31 سپاه
5.ارومیه لشکر 64 ارتش و لشکر 3 سپاه
6.مشهد لشکر 77 ارتش و لشکر 5 سپاه
7.زاهدان لشکر 88 ارتش و تیپ 110 سپاه
8.اهواز لشکر 92 زرهی ارتش و 7 زرهی سپاه!
در چند استان مرکزی کشور نیز ارتش حضور ندارد و سپاه در انجا تیپ و لشکر ایجاد کرده است.
این توان نظامی 945 هزار نفری با احتساب افسران و سربازان وظیفه را که نمیشه بعد از پیروزی جنبش سبز منحل کرد!خوب میشیم همون عراقی که بعد از انحلال ارتش صدام شد کشتارگاه انسانی!و تا امروز 85 هزار عراقی قربانی این تصمیم ابلهانه شده اند!
بنده با شناختی که از سپاه دارم به ضرس قاطع میگم بدنه سپاه خصوصا از سرهنگ به پایین اکثریت قاطعشان سبز هستند..پس نفرتمان از سپاه را کم کنیم تا انها نیز به اغوش ملت بپیوندند..اگر اینگونه با شعارهای تندی همچون– خداروشکر که پاسدارها کشته شدند– انشالله کمتر بشوند– جلو روید مطمئن باشید سپاهی ها سبز به جنبش بدبین شده و این دور باطل تقابل ادامه می یابد..پس با درایت و سیاست راه خود را هموار کنید…امیدوارم در آینده با ادغام ارتش و سپاه یک نیروی مسلح واحد یک واکنش سریع و چابک تشکیل شود که هدفش فقط آرامش و امنیت ایران عزیز و حراست از تمامیت ارضی 1648195 کیلومتر مربعی ایران باشد.نه تقابل با مردم ایران.
به امید آن روز

10.18.09

گله ای از برخی دوستانی بالاترینی ام به خاطر نظراتشان درباره سرتیپ شهید شوشتری و تشریح سلسله مراتب سپاه

نوشته شده در 1 در 7:56 ب.ظ با miladabadan

معمولا اول صبح قبل از بیرون رفتن بالاترین را نگاهی می اندازم و بیرون می روم امروز فرصت نشد و ظهرگاهان دیدم.در قسمت لینک های مورد بحث لینک شهادت سردار شوشتری به دست تروریستهای گروهک ریگی دیدم.خبر را خواندم و متاثر شدم.در جریان سوابق این شهید و زحماتی که برای حفظ تمامیت ارضی کشور چه در جنگ تحمیل و چه علیه تجزیه طلبان کردستان و اذربایجان کشید بودم.بعد از خوندن خبر نگاهی به نظرات کاربران انداختم که از فقدان این شهید تلخ تر بودند.کاربرانی که حتی شاید یکبار هم اسم سردار را نشینده بودند و اصلا نمیدونن سپاه چه چارت تشکیلاتی داره و بخش نظامی به موازات ارتش ارتباطی با بخش امنیتی که به موازات وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی تشکیل شده ندارد.طائب وسردار نقدی و سردار عراقی کجا و سردار شوشتری کجا…
بذارید یکم از سپاه بگم…سپاه عریض و طویل ترین نیروی مسلح حال حاضر جهان از نظر گستره فعالیتی و شاخه بندی هاست.
بخش عظیمی از اقتصاد کشور در شرکتهای وابسته به قرارگاه خاتم متمرکز شده اند که سرمایه های چندین میلیارد دلاری دارند.بخش اطلاعاتی سپاه که اخیرا به طائب واگذار شد.بخش بسیج نیز تقریبا منحل و زیر مجموعه نیروی زمینی گردید و سازمان بسیج که سردار نقدی مسئولیتش را گرفته بیشتر نقشی فرهنگی دارد تا نظامی و امنیتی…سپاه دارای 4 نیروی زمینی-هوایی-دریایی-قدس است…چند فرماندهی دیگر آن نیز سازمان بسیج-حفاظت هواپیمایی-ولی امر-انصار المهدی هستند. از 31 سپاه استانی تشکیل شده است که در تهران سردار عراقی فرماندهی امنیت تهران تحت لوای سپاه محمد رسول الله تهران بزرگ که پادگانش در اتوبان نیایش تقاطع سئول قرار دارد.
بیش از 30 لشکر و تیپ مستقل در نیروی زمینی و 4 منطقه دریایی در بندرعباس-بوشهر-ماهشهر-عسلویه و دهها پایگاه موشکی زمین به زمین و سطح به دریا و نزدیک به 2000 فروند قایق موشک انداز تندرو با موتور های 250 یاماها و 10 ناوچه و تعدادی گشتی در اختیار دارد.نیروی هوایی سپاه نیز مجهز به بمب افکن سوخو 25 و تعدادی هواپیمای ترابری و هلی کوپتر های میل 17 است که عمدتا در تهران و شیراز و اصفهان و مشهد و بندرعباس مستقرند.فرماندهی مستقل موشکی زمین به زمین سپاه واحدی در نیروی هوافضای سپاه است که مجهز به سامانه های سجیل 2 با برد 2000 کیلومتر است و دستور دارد به محض حمله اسراییل قلب تل آویو را از ایران و لبنان هدف قرار دهد.نیروی ولی امر نیز استعدادی 12 هزار نفره دارد و مسئول حفظ جان رهبری است.انصار المهدی نیز حدود 30 هزار نفرند که حفظ جان رییس جمهور و سایر سران کشور را بر عهده دارد.حفظت هوایی نیز همه شما در فرودگاهها دیده اید و به صورت مخفی در داخل هواپیما هم هستند.
هدف از این توضیحات مختصر کمی اشنا شدن دوستان با ساختار سپاه بود…که شهادت سردار انگیزه ام را برای نوشتن بیشتر کرد.
سردار شوشتری با 30 سال سابقه کار در سپاه در آستانه بازنشستگی بود ولی ترجیح داد ماههای اخر خدمت را به منطقه محروم برود.از تهران فراری بود و نیمی از هفته را به جای اینکه در ستاد نیروی زمینی سپاه و مجموعه الغدیر باشد در بیابانهای بلوچستان به یاری محرومین می پرداخت…شخصیتی افتاده و شوخ طبع داشت…هر سال در ایام عید به شلمچه می رفت و دیداری با قتلگاه همرزمان شهیدش می کرد و غم فراق از باکری و باقری و همت و خرازی امانش را بریده بود.هنگامی که قبل از انتخابات به فرماندهی قرارگاه قدس منصوب شد و مسئول تامین امنیت استان در جلسه معارفه اش گفت آرزو میکنم این ماموریت شهادتم باشد… و همینگونه هم شد…بعضی ها ماندنی نیستند و چه خوب که بستر نمی روند..شهادت بالاترین پاداش برای ایشان بود..خوشا به سعادتش…
اکنون سردار در کنار باکری و یاران دیرین است…خدایا مرگ مرا نیز شهادت در راه ایران قرار بده…ننگ در بستر مردن را نمی خواهم.
سردار شهادت مبارک که به دست شقی ترین انسانها که همانا وهابیون هستند آسمانی شدی…

10.15.09

ستاد ازدواج بالاترین افتتاح شد…!

نوشته شده در 1 در 2:34 ب.ظ با miladabadan

در پی اقدام متحیرانه و غیر منتظره فرهاد بالاترین در خواستگاری اینترنتی از شیرین خانم موجی از شور و شعف بالاترین را فرا گرفت!به گزارش خبرنگار ما شاه دوماد در اقدامی سوپرایزانه و با هماهنگی رهبر معظم بالاترین حضرت آیت الله مهدی یحیی نژاد مد ظله العالی و روحی و ارواحنا فداه!به شیرینش رسید!در پی این اقدام جمعی از دختران با تظاهراتی در برابر ستاد فرماندهی کل قوای بالاترین نسبت به این تبعیض قائل شده از سوی بالادار اعظم اعتراض نمودند.این تظاهرات با دخالت یگان ویژه بالاترین به خشونت کشیده شد و جمعی از بازداشت شدگان به کهریزک بالاترین منتقل و کلیه حساب های کاربری مسدود گردید! بانو بالایار عضو شواری دفاع از حقوق زنان بالاترین نیز در پی این سرکوب خونین از عضویت در شورای مخوف بالایاری استعفا و به تظاهرکنندگان پیوست!گفتنی است همینک بخش عظیمی از مونثین بالاترین در اعتصاب رای دادن و لینک گذاشتن و نظردهی به سر می برند و تهدید کرده اند اگرستاد ازدواج بالاترین طرح را گسترش ندهد بالادار اعظم به دادگاه بین المللی جنایتکاران جنگی لاهه معرفی خواهد شد!
انجمن دفاع از حقوق پسران مجرد بالاترین نیز ضمن اعلام حمایت از جنبش دختران بالاترین تاکید کرد تا اخرین نفس جهاد فی سبیل الازدواج خواهیم کرد!
آخرین خبر:مقام معظم رهبری بالاترین طی بیانیه ای با پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت بالاترین وعده داد در اولین فرصت ستاد ازدواج بالاترین افتتاح گردد! گفتنی است چون تعداد دختران بالاترین نسبت به پسران 1 به 10 است رقابت بسیار شدید و هر کسی عرضه و زبون دختربازی نداره همینجا از بازی بکشه بیرون صف رو به هم نزنه!

10.04.09

بالاترین و کاهش شدید فعالیت کاربران

نوشته شده در 1 در 7:33 ب.ظ با miladabadan

چند روزی است به دو دلیل تشدید وحشتناک و خفه کننده فیلترنیگ و همچنین بازگشایی دانشگاهها و مدارس بالاترین به طور محسوسی با کاهش فعالیت مواجه شده است و لینک ها با سرعت کمتری داغ می شوند و خبرهای 1 روز قبل فردا در صفحه اول می آیند…!
این زنگ خطری برای روند اطلاع رسانی سایتی پربینندهو تاثیرگذار همچون بالاترین است…
به امید اندیشیده شدن چاره و راهکاری مناسب از سوی مدیران سایت همچون کاهش حد نصاب رای ها برای داغ شدن لینک و هرگونه طرح مفید دیگر که این خلا جبران شود.

09.30.09

خاله برومند برای صداوسیما سریال نساز…! [بازی سبز وبلاگی]

نوشته شده در 1 در 2:16 ب.ظ با miladabadan

یوزی گرام رییس تشکیلات مخوف و فوق سری سازماندهی بازیهای وبلاگی بالاترین در اقدامی جنایتکارانه و سبوعانه این حقیر را وادار به اعتراف وبلاگی پیرامون ایام دور نمود.ما نیز از سر ناچاری و عدم تمایل به تجاوز با باتوم و شیشه نوشابه در کهریزک بالاترین دعوت شیخ را لبیگ گفته و به آغوش اسلام پیوستیم!
راستش من هم مثل همه دهه شصتی ها که برنامه های کودک شبکه 1 و 2 و اون تیتراز وک وک وک وک وک تو ذهنشونه از یک عزیزی خاطره ها دارم که بهانه این نوشتار شد!
سالها پیش که مدرسه موشها پخش می شد عشقم این شعر بود..ک مثل کپل…صحرا پر شد ز گل…د مثل دریا…هپچی هپچی…از بس از این کپل خوشم می اومد دیگه گیر دادم به بابایی که باید برام کپل بخری…بنده خدا رفت بازار گیرش نیومد!ما هم رضایت نمی دادیم تا اینکه ماموریت داشت تهران و سوغاتی برام عروسک کپل رو آورد!وای که چقدر گوگولی مگولی بود!
یک برنامه دیگه بود که میگفت! خونه مادر بزرگه هزار تا قصه داره خونهم ادر بزرگه شادی غصه داره…کنار خونه ما همیشه سبزه زاره …شخصیت مخمل و هاپوکومار که خوراک خودم بود..تو دوران دانشگاه یک دختری بود که کله اش شبیه هاپوکومار بود که چشم قلوچ بود!رفیقای دهن سرویس ما بهش می گفتن هاپو کومار!ما هم یک شعری تو زبونمون افتاده بود که خونه مادر بزرگه هزارتا قصه داره..یک وقت نری تو سبزه ها مخمل کونت میذاره!جونوری بودیم که ملتی از دست ما عاصی بود!
یکی دیگه از برنامه ها هم زی زی گولو آسی پاسی دراکوتا تابه تا بود که خیلی حال میداد! و معرف حضور حضار هست!
راستش غرض از اباطیل بالا این بود که از یک کارگردان همه ما دهه شصتی ها خاطره شیرین داریم . خیلی دوستش داریم چون بهاش بزرگ شدیم…بله مرضیه برومند عزیز که نوستالوژی ان دوران ماست!شنیدم این روزا میخواد برای سیمای ضرغامی سریال بسازه!خاله برومند عزیز ایران بعد از 22 خرداد 88 با قبل از اون خیلی فرق کرده..دیگه هرکسی هرکاری بکنه جایگاه ابدی خودش رو در بین مردم تعیین میکنه…صدا و سیمایی که برنامه کذایی 20:30 در آن اینگونه شهدا و قربانیان این 3-4 ماه را به سخره میگیره…از حجاریانی که نمیتونه نفس بکشه اعتراف تلویزیونی میگیره..مارو اغتشاشگر میخونه…و هزار جو تحقیر و توهین دیگه که با ستون یادداشت و گفت شنود کیهان شریعتمداری فرقی ندارن!
خاله برومند عزیز همینجا به نمایندگی از همه بچه هایی که با برنامه هات زندگی کردن ازت میخوام برگردی به سینما و تئاتر و سیمای ضرغامی رو بندازی تو دله زباله!راستش از 22 خرداد تا الان نزدیک 2500 ساعت گذشته! شاید10 ساعت هم تلویزیون ضرغامی رو ندیدم!فقط گهگاهی فوتبال و 20:30 و این اواخر هم مستندی از شیر آذربایجان شهید مهندس مهدی باکری فرمانده لشکر 31 عاشورا تبریز!
میدونی چیه صداوسیما بدبخت ضرغامی که بعد از کودتا دیگه کسی تحویلش نمی گیره و نیمی از تبلیغات و درآمد خودش رو از دست داده و قافیه رو به شبکه farsi1 وbbc وvoa باخته بدجور به گدایی مخاطب افتاده!
به ندای نسل ما گوش کن و سیمای ضرغامی را رها کن که به حق همه می گویند !ننگ ما ننگ ما صدا و سیمای ما!
ننگ ما ننگ ما صدا و سیمای ما!

09.28.09

باکری شیر آذربایجان کجایی که ببینی عزیز جعفری از سپاه چه هیولایی ساخته؟

نوشته شده در 1 در 1:01 ق.ظ با miladabadan

اینروزها 29 امین سالگرد آغاز جنگ است و معمولا در هفته ای که دفاع مقدس می نامیمش سیمای ضرغامی فیلمها و تصاویر آن دوران را مکررا پخش میکند…!به طور گذری چشمم به برنامه ای خورد که مربوط به زندگینامه سردار رشید آذربایجان و بابک خرمدین زمان شهید مهندس مهدی باکری بود…مداحی زیبایی به زبان ترکی آذری در زمینه فیلم پخش می شد…باکری فرزند میاندوآب از توابع استان اذربایجان غربی و بزرگ شده ارومیه بود…مهندسی مکانیک را در دانشگاه تبریز گرفت و سپس به عنوان ستواندوم وظیفه در تهران به خدمت سربازی مشغول شد و مدتی بعد نیز از پادگان فرار کرد. 9 ماه شهردار ارومیه بود و خدمات ارزنده ای به مردم آن دیار کرد و توسط همین باند صادق محصولی آزار های فراوان دید و شهرداری را رها کرد و پس از عقد با همسرش راهی جبهه های جنگ ایران و عراق شد.
از افتاده ترین و وارسته ترین نظامیان ایران بود و در حالی که می توانست مرفه ترین زندگی را داشته باشد از تجمل دوری جست و ساده زیستی پیشه کرد.با وجود اندوه درونش چهره ای بشاش و شاد داشت .همسر شهيد باكري در مورد اخلاق او در خانه مي‌گويد: با وجود همه خستگي‌ها، بي‌خوابي‌ها و دويدن‌ها، هميشه با حالتيشاد بدون ابراز خستگي به خانه وارد مي‌شد و اگر مقدور بود در كارهاي خانهبه من كمك مي‌كرد؛ لباس مي‌شست، ظرف مي‌شست و خودش كارهاي خودش را انجاممي‌داد. اگر از مسئله‌اي عصباني و ناراحت بودم با صبر و حوصله سعي مي‌كردبا خونسردي و با دلايل مكتبي مرا قانع كند.. نيمه‌هاي شباز خواب بيدار مي‌شد و با خداي خود خلوت مي‌كرد،. شهيد باكري در حفظ بيت‌المال و اهيمت آنتوجه زيادي داشت، حتي همسرش را از خوردن نان رزمندگان، برحذر مي‌داشت و ازنوشتن با خودكار بيت‌المال؛ حتي به اندازه چند كلمه؛ منع مي‌كرد.در حین عملیات بدر و در حالیکه وی و سربازانش در جزیره مجنون در محصره کامل بودند، شهید احمد کاظمی از وی خواست که با عبور از دجله و پیمودن فاصله۷۰۰ متری که میان خط اول و خط دوم حمله بود جان خود را نجات دهد؛ ولی این درخواست هربار با جواب منفی وی روبرو می شد.بعد از عملیات و در زمانی که جنازه وی و هم لشگریانش در حال انتقال به عقب جبهه بود، قایق حامل اجساد مورد اصابت شلیک مستقیم آر پی جی سربازان عراقی عراق گرفت و در هور العظیم غرق شد. جنازه وی و سایر سربازانش هیچگاه یافت نشد و وی همچنان مفقودالاثر می باشد.

آری اذربایجان ایران چنین دلاورانی در دل خود پرورانده است…می بینم که این روزها قلیلی از پان ترک ها سودای جدایی سر ایران را از مام میهن در مخیله خود می پرورانند…یادتان نرود که باکر رفت ولی هزاران باکری در تبریز و ارومیه و مراغه و خوی و اردبیل و سایر شهرهای آذربایجان بیدارند و به موقعش نشان خواهند داد که آذربایجان نور چشم ایران هرگز از مام میهن جدا نخواهد گشت.
بگذریم…
برنامه را که دیدم تلویزیون را خاموش کردم و کمی کتاب خواندم..دیدم فکرم مشغول است…از خود پرسیدم به کجا سقوط کرده ایم؟ مردی تکرار نشدنی چون باکری برود تا جعفری سپاه را فرماندهی کند؟سپاه را از نیرویی که در کنار ارتش باید حافظ تمامیت ارضی ایران باشد به نیروی سرکوبگر علیه جوانان ایران تبدیل کند؟قرارگاه ثارلله و سپاه محمد رسول الله و سید الشهدا به فرماندهی سرتیپ حجازی و سرتیپ عراقی و سرتیپ فضلی اینگونه بر روی هموطنان خود تیغ بکشند؟
به جوابی نرسیدم جز اینکه باکری روحت شاد…باکری ها بیدار شوید.

09.09.09

سگ شدن مردی به علت توهین به امام علی

نوشته شده در 1 در 4:47 ب.ظ با miladabadan

عزیزان خواننده توجه داشته باشید که این خاطره فقط یک نقل قول از یک استاد دانشگاه است و بنده اطلاعی از صحت و سقمش ندارم برای همین در بخش سرگرمی قرار دادم تا مصداق خبرغیرواقعی نباشد.
بنده خدایی از ایرانیان عرب زبان خوزستانی سالها پیش از انقلاب که راه کربلا و نجف باز بود قصد سفر به عتبات عالیات می کند و به همراه اهل و عیال عازم سفر می شود.به نجف که می رسند همسرو فرزند را در محلی اسکان می دهد و برای خرید مایحتاج به بازار شهر می رود.ناگهان در کوچه ای خلوت در نزدیکی بازار فردی را می بیند که در حال دادن دشنام های رکیک به امام علی است.هموطن مربوطه رگ غیرت مذهبی اش بالا می زند و با چاقویی که همراهش بود چندین ضربه به فرد اهانت کننده وارد می کند و او را از پای در می اورد. و جنازه مقتول را در محلی متروکه مخفی میکند و میگریزد و دوباره به بازار برمی گردد.در همین حین یک پلیس عراقی به وی مظنون می شود و نگاهی به لباس پاره شده و خونین اش میکند و ازش میخواد که توضیح بده چی شده…این فرد مقداری من و من میکنه و میگه یک سگ را که قصد حمله به من داشت کشتم! افسر عراقی باور نمی کند و میگه باید بریم جسد سگ را ببینیم اگر راست گفتی که کاریت نداریم…این بنده خدا هم همانجا نگاهی به گنبد امام علی میکنه و دعا میکنه که مولا من به خاطر تو دست به این کار زدم پس خودت مرا نجات بده…قاتل و پلیس دوباره به محل قتل می روند و پس از در آوردن جسد از اختفا با صحنه شگفت اوری مواجه می شوند…جنازه مرد موهن به شکل سگ درآمده بود…ایرانی زار زار گریه میکند و یا علی میگوید و پلیس عراقی با تعجب به او نگاه میکند و میگه مگه نگفتی سگ کشتم..خوب درست گفتی دیگه تموم شد و برو …مرد ایرانی هم لحظاتی خود را کنترل میکند و سپس به حرم می رود و کنار ضریح مولا تا ساعتها به گریه و درد و دل میپردازد.